









بث داتون و ریپ ویلر پس از پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای گذشته، راهی جنوب تگزاس میشوند تا زندگی تازهای را دور از گذشته آغاز کنند و میراث خانواده داتون را در سرزمینی جدید ادامه دهند. اما اداره یک مزرعه وسیع و ساختن آیندهای مستقل، آنقدرها هم ساده نیست.
در حالی که بث و ریپ تلاش میکنند جایگاه خود را در محیطی ناآشنا پیدا کنند و آینده کارتر را نیز بسازند، با رقیبی قدرتمند و بیرحم روبهرو میشوند؛ کسی که حاضر نیست بهسادگی قلمرو و منافعش را از دست بدهد. از اینجا، آرامش ظاهری زندگی در تگزاس به تدریج جای خود را به رقابت، تنش و تصمیمهایی دشوار میدهد.
پایانش اصلاً اون چیزی نبود که حدس میزدم، واقعاً غافلگیر شدم.